هیئت حل اختلاف مالیاتی چیست؟
برای هر مودی ممکن است پیش بیاید که نسبت به مالیات یا جریمه مالیاتی که برای او تعیین کردهاند اعتراض داشته باشد؛ بنابراین با شرکت در هیات حل اختلاف میتوانند مشکل مالیاتی خود را حل کنند اما چگونه میتوان در هیات حل اختلاف شرکت کرد؟ مشاورین مالیاتی در سایت پارس تکس
دفاع از حق خود با شرکت در هیئت حل اختلاف مالیاتی
به طور کلی هرنهاد و ارگانی در کشور وظایف خاص خود را برعهده دارد، هیأت حل اختلاف نیز در زمینههای مختلف وظایف خاص خود را برعهده دارد مثلا هیأت حل اختلاف مالیاتی به اختلافات پیش آمده در زمینههای مالیاتی رسیدگی میکند. هدف قانون، برقراری نظم درمورد هر موضوعی میباشد که در جامعه مطرح شده و نیاز است درمورد آن قانون یا قوانینی وضع شود که موضوع مالیات نیز از آن مستثنا نیست و هدف قانون مالیاتی این است که یک نظام جامع مالیاتی برقرار کند.
گاهی برای بعضی شرکتها و موسسات مالیاتهایی تعیین میشود که نسبت به آن معترضاند و حتی شاید توان پرداخت آن را نداشته باشند در این صورت قانون برای این اشخاص حقیقی و یا حقوقی راهی قرارداده است و آن اینکه میتوانند اعتراض خود را مطرح کرده و پرونده تشکیل دهند و به هیأتهای حل اختلاف برای رسیدگی به اعتراضشان مراجعه کنند.
دفاع از حق خود با شرکت در هیأت حل اختلاف نیازمند طی کردن مراحل اداری میباشد. روند این کار به این شکل صورت میگیرد که اول پرونده باید در هیأت حل اختلاف بدوی مراحل خاص خود را طی کند و اگر باز هم اعتراضی وجود داشته باشد پرونده به هیأت حل اختلاف تجدید نظر برای طی کردن مراحل قانونی رسیدگی به آن اعتراض فرستاده میشود.
اعضای تشکیل دهنده هیئت حل اختلاف
این هیأتها در واقع به شکل تخصصیتر وارد جزئیات میشوند و چون به قوانین مربوطه اشراف کامل دارند میتوانند به اعتراضات رسیدگی کنند این مجموعه شامل سه عضو میباشد که این اعضا برای تشکیل هیأت ضروری هستند ازجمله:
عضو اول قاضی که وظیفه دارد حکم را صادرکند
عضو دوم کسی که از طرف سازمان امورمالیاتی فرستاده میشود
عضو سوم کسی است که به عنوان نماینده از طرف مجامع حرفهای حضور مییابد.
وقتی این هیأت تشکیل میشود طبق قانون رأیی که صادر میکند باید اجرا شود اما قانون تبصرههایی نیز دارد یعنی اینکه به طرفین دعوا این فرصت داده که در مهلت مقرر اعتراض خود را اعلام کنند و وقتی مراحل خاص خود را طی کرد پرونده به هیأت حل اختلاف مالیاتی تجدید نظر جهت رسیدگی مجدد فرستاده میشود بعد از صادر شدن رأی از این هیأت دیگر حق اعتراض را ندارند و رأی اجرا میشود.
درواقع کار و هدف این هیأتها برطرف کردن اختلافها میباشد وکسی که به دنبال گرفتن حق خود میباشد راهی جزء مراجعه به این هیأتها ندارد.
قوانین مالیاتی بر چه اساسی تعیین میشوند؟
از آنجایی که مالیات نقش بسیار مهمی در جامعه و درآمد دولت دارد تعیین آن برای شرکتها باید از یک منبع درست و مشخص باشد به همین منظور یکسری قانون و مقررات برای مالیات درنظرگرفته شده است که درصورت نیاز به آنها مراجعه شود. درصورتی که شرکتها و موسسات به مالیاتی که برای آنها درنظر گرفته شده اعتراض داشته باشند باید مراحل قانونی خاص و ویژه آن را طی کنند.
یکی از این مراحل شرکت در هیأت حل اختلاف میباشد. این هیأتها در واقع برای رسیدگی به شکایات و اعتراضها تشکیل میشوند و وظایف و اختیارات آنها در قالب چارچوب قانون میباشد این هیأت درعین حال در صدور رأی مستقل است به شرط اینکه از چارچوب قانون خارج نشود و اینکه طرفین دعوا نیز در صادر شدن رأی دخالتی نمیتوانند داشته باشند.
طبق قوانین مربوطه این هیأتها نمیتوانند به عنوان نماینده یکی از طرفین دعوا ایفای نقش کنند هر چند در آیین رسیدگی و تشکیل این جلسات درمورد اینکه آیا اعضای این هیأتها میتوانند نماینده یکی از طرفین دعوا باشند یا خیر، چیز خاصی گفته نشده است.
این مراجع حل اختلاف در واقع صلاحیت عام دارند به این معنا که میتوانند به شکایت کارگرانی که شاغل هستند در وزارت کار نیز رسیدگی کنند و در چارچوب وظایف آنها قراردارد.
اگر چنانچه پروندههای زیادی به این هیأتها ارجاع داده شود و به تبع آن حجم کار بالا برود برای سهولت در انجام کارها و اینکه اختلاف زودتر به نتیجه مطلوب برسد بعضی از اعضای یک هیأت میتوانند در هیأتهای دیگر حضورداشته باشند و ایفای نقش کنند.
جلسات این هیأتها به صورت رسمی و قانونی برگزار میشود که ریاست آن به عهده مدیرکل کار میباشد و در نهایت رأیی که باید صادر شود در واقع باید اکثریت اعضا هیأت رأی را تایید کنند اگر به هر دلیلی رأی اکثریت اعضای هیأت حاصل نشود رئیس جلسه موظف است در جهت رساندن رأی به تایید اکثریت اعضا تلاش کند واگر چنانچه این مهم حاصل نشد باید پرونده مربوطه را به جایی دیگر ارجاع دهند تا به آن رسیدگی شود حتی میتوانند پرونده را به استان دیگر ارجاع دهند تا به آن رسیدگی شود.
حالا اگر در پرونده رأیی صادر شد طرفین دعوا حق این را دارند که اعتراض کنند اما این اعتراض باید قانونی باشد و مراحل خاص خود را طی کند و به صورت صحیح و به موقع انجام شود در غیر این صورت به آن رسیدگی نمیشود. مثلا اگر یکی از طرفین دعوا به رأی هیأت تشخیص اعتراض داشته باشد باید این اعتراض را در هیأت حل اختلاف مرکز استان مطرح کند تا رسیدگی شود.
شرایط و ضوابط شرکت در هیأت حل اختلاف
برخی از شرایط و ضوابط شرکت در هیأت حل اختلاف را برای شما بیان میکنیم تا به چگونگی شرکت در هیات برای حل مشکلات مالیاتی خود آشنا شوید:
در بیشتر مواقع با در نظر گرفتن شرایط قانون، مجریان قانون طرفین دعوا را به سازش تشویق میکنند چرا که سازش شاید بهترین راه برای رسیدن حق به حقدار است، این مسئله درهیأتهای تشخیص و حل اختلاف نیز مطرح میباشد اما اگر چنانچه در هیأت تشخیص رأی صادرشود بر مبنای سازش طرفین، هر کدام از طرفین دعوا حق این را دارند که درهیأت حل اختلاف اعتراض خود را مطرح و پیگیری کنند.
به عنوان مثال هرگاه اختلافی بین کارگر کارفرما به وجود بیاید مطابق قانون باید این اختلاف را از طریق سازش حل کنند درغیر این صورت یعنی اگر سازش حاصل نشود باید برای رفع مشکل خود به هیأت حل اختلاف مراجعه کنند. طرفین دعوا در هر مرحله از مراحل دادرسی که باشند اگر بخواهند باهم به توافق برسند و سازش کنند باید این مطلب را در قالب درخواست در پرونده ثبت کنند و بعدا نمیتوانند از انجام آن امتناع کنند.
پروندهای که درحال رسیدگی میباشد درصورتی که معترض از اعتراض خود پشیمان شود هیأت میتواند رسیدگی را متوقف کند و این شکایت سقوط شده اعلام میشود.نکته مهمی که شرایط و ضوابط شرکت در هیأت حل اختلاف مطرح میشود این است که همیشه طرفین دعوا در یک کشور نیستند یا گاهی خودشان در یک کشوراند و محل کارشان درکشور دیگر، دراین شرایط اگر اختلافی پیش آید تکلیف چیست؟
اگرحاکمیت مقررات کشور محل کار نافذ نباشد یا اینکه طرفین دعوا به توافق نرسند طبق قوانین ایران به مسئله رسیدگی میشود. عکس این موضوع نیز گاهی پیش میآید مثلا اگر شخصی که ایرانی میباشد و شرکتی که ازآن شکایت مطرح کرده خارج ازکشور باشد در این صورت هیأت حل اختلاف یا هیأت تشخیص صلاحیت این را ندارد که به این موضوع رسیدگی کند و این پرونده باید در محل استقرار و کار شرکت پیگیری شود.
هیأتهای حل اختلاف صلاحیت این را ندارند که برای کسانی که مقیم ایران هستند پروانه کار صادر کنند این از عهده آنها خارج است. از دیگر شرایط و ضوابط شرکت در هیأت حل اختلاف این است که برای تشکیل هیأت تشخیص و هیأت حل اختلاف تعداد اعضای مشخصی در قانون تعیین شده که در هر جلسه باید رأی اکثریت به دست بیاید اگر این چنین نباشد جلسه مجدد برگزار میشود و اگر چنانچه رأی اکثریت حاصل نشد رأی و تایید پایانی آن با رئیس جلسه میباشد.
و دیگر این که مطابق قانون تمامی دلایل و مدارک موجود در پرونده که توسط هردو طرف دعوا ارائه شده و یا تحقیقاتی که مأمورین دولت انجام دادهاند و در پرونده ثبت شدهاند هیچ کدام از طرفین دعوا حق ندارند از اسرار محرمانه طرف مقابل باخبر شوند یا اینکه رونوشتی از آنها داشته باشند. نکته مهم این که مأمور تحقیقات هرکسی نمیتواند باشد این مأمور باید از کارکنان رسمی باشد و علم و آگاهی کافی را دراین زمینه داشته باشد.
از شرایط و ضوابط شرکت در هیأت حل اختلاف این میباشد که اگه در یک دعوا یک طرف آن اشخاص حقوقی یا موسسه و شرکت دولتی باشد اخطارها باید به رئیس آن شرکت ابلاغ شود طبق آیین دادرسی باید رسید از او دریافت کرد درغیر این صورت یعنی اینکه اگر از انجام این کار امتناع کرد درواقع تخلف کرده است که جزء تخلفات اداری محسوب میشود. نکته مهم اینکه این اخطارها و ابلاغیهها باید حتما ظرف مدت سه روز قبل از تشکیل جلسه به شخص یا اشخاص حقیقی یا حقوقی ابلاغ شود.
حالا اگر شرکتی یا موسسهای منحل شده باشد یا اینکه ورشکسته شده باشد شاکی چگونه میتواند حق خود را بگیرد؟
قانون تمامی جوانب را برای احیای حق درنظر گرفته است به عنوان مثال اگر شرکت ورشکست شده باشد دادخواست و ابلاغیهها و اخطارها به اداره امور ورشکستگی فرستاده میشود و یا اینکه شرکتی به هر دلیلی منحل شده باشد این ابلاغیهها به آخرین مدیری که قبل از انحلال شرکت فعالیت داشته است ابلاغ میشود.
نکته دیگر اینکه اگر محل شخص یا اشخاص حقوقی که از آنها شکایت شده مشخص نباشد وکسی که شکایت کرده نتواند آدرس آنها را پیداکند برای ثبت درپرونده تکلیف به عهده کیست؟دراین صورت این مسئله باید در روزنامه کثیرالانتشار منتشرشود البته هزینه آن را باید شاکی پرونده پرداخت کند.
آیا آراء صادره از هیأت حل اختلاف قطعی هستند؟
آراء صادره از هیأت حل اختلاف باید به شکل صحیح و با تحقیق و دلایل معتبر صادر شوند با این حال اگر چنانچه یکی از طرفین دعوا درخواست تجدید نظرکند طبق قانون فقط یک مرجع میتواند آن را رسیدگی کند و آن دیوان عدالت اداری میباشد.حتی هیچ مرجعی یا وزارتی حق این را ندارد که توقف اجرای حکم صادره از هیأت حل اختلاف را بخواهد مگر اینکه این توقف توسط دادگاهی باشد که صلاحیت را طبق قانون دارد ودستور اجرای حکم را داده است.
تمامی مأموران و هرکسی در هر مقامی که زیر نظر دولت باشد حق این را ندارد از اجرای آراء هیأت حل اختلاف خودداری کنند در این صورت از کار خود اخراج میشوند. اگر چنانچه همزمان پروندهای در دادگاه کیفری بین کارگر یا کارفرمایی درحال رسیدگی باشد ودر هیأت حل اختلاف نیز درحال رسیدگی باشد واین دو پرونده ارتباطی هم با یکدیگر داشته باشند در این صورت تکلیف چیست؟ طبق قوانین مربوطه اولویت با دادگاه کیفری میباشد باید اول رأی دادگاه ودعوای کیفری صادر شود ورأی هیأت حل اختلاف به آن موکول میشود.
یکی از شاخصههای هیأتهای حل اختلاف قانون کاراین است که این هیأت تشکیل شده ازاعضاء سه جانبه میباشد به این معنا که مثلا اگر دعوایی بین کارگران وکارفرما باشد نماینده کارگران نیز میتواند در این هیأت حضور داشته باشد و از حق وحقوق خودشان دفاع کند. نتیجه اینکه هیأتهای حل اختلاف قوانین ومقررات خاص و ویژه خود را دارند ودر عین حال استقلال دارند.


یک پاسخ
سلام و عرض ادب، ضمن تشکر از زحمات شما، در مورد هیات حل اختلاف مالیاتی ترتیب اعضا صحیح ذکر نشده، براساس ماده 244 عضو اول نماینده سازمان امور مالیاتی کشور در تراز مدیران میانی و با استقلال رای بوده و قاضی یا حقوق دان نماینده دادگستری عضو دوم بوده و عملا بدلیل تسلط کافی و تخصص عضو اول یا بند یک صادر کننده ی رای می باشد. واقعیات حاکم بر خیالات بوده و تصور اینکه قاضی حقوق دان می تواند در زمینه مالیاتی که امری فوقالعاده تخصصی و تجربه بر است رای صادر کند خیالی بیش نیست. متاسفانه بعضی مواد قانونی به همین دلیل هیچ وقت در عمل قابلیت اجرا پیدا نمی کنند.